مرتضى راوندى
61
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
روشنفكران ، ظاهرا هرسه گروه باهم درآميختهاند ، ولى مىتوان گفت آثار نوع اول براى روشن ساختن ذهن و پسند خاطر فرمانروايان و جنگاوران فراهم شده است و نوع دوم براى عامهء مردم و نوع سوّم ، حاصل كار مردان قلم و طبقه روحانى و ديوانى است . آثار نوع اول در اندرزنامههايى است كه به بزرگان و فرمانروايان خطاب شده و از گونه قابوسنامه است ، بسيارى از مطالب مربوط به ادبيات عامه ، در شاهنامه فردوسى و حماسههاى ديگرى مانند ، گرشاسبنامه و جز اينها مندرج است و گواه محبوبيّت ادبيات حماسى در ميان مردم مىباشد . داستانها و قصههاى عاميانه نيز در ايران سابقهاى كهن دارد ، شايد ادبيات خاص دانشپژوهان بيشتر در مغرب ايران پديدار شده باشد ، اين ادبيات مانند هميشه ، تنها پيوستگى داشت با گروهى روشنفكر يا طبقه دبير ، كه بعدها راه را براى « كتّاب » ايرانى گشودند ، همينها بودند كه بيشتر و حتّى شايد غالب آثار ادبى ممتاز و روشنفكرانه عربى را در سه قرن نخستين دوران اسلامى پديدار ساختند . » « 1 » در جريان نهضت اسلامى ، اعراب و ايرانيان درهم تأثير متقابل داشتند يعنى بسيارى از اعراب مهاجم ، نهتنها آداب و سنن ايرانى را فراگرفتند ، بلكه زبان ديرين خود را از ياد بردند و به زبان فارسى سخن گفتند . ابن حوقل با صراحت مىنويسد كه : « همه مردم قم شيعه هستند و بيشترشان عرب بودند ولى زبانشان فارسى است . » « 2 » همچنين ابن حوقل در ص 348 كتاب خود مىنويسد كه : بيشتر مردم آذربايجان و نيز ارمنيان به فارسى سخن مىگفتند و عربى ، زبانى بود كه براى بازرگانان و دبيران دستگاه حكومتى قابل درك بود . » « 3 » جاحظ متوفى ( در حدود 255 ه و 869 م ) كه اديبى برجسته بود و در زمان عباسيان مىزيست ، از يك تن فارسى ياد مىكند كه به روزگار او قران مىخواند و آن را براى عربان كه در سوى راست او نشسته بودند و فارسيان كه در جانب چپ او بودند ، شرح و تفسير مىكرد . « 4 » . . . « در شعر عرب ، فارسيانى مانند ابو نواس و بشّار بن برد بر تازيان پيشى گرفتند . - مبالغه نيست اگر بگوئيم ، اين كسان بودند كه شعر عربى را از سرودهاى بيابانى به صحنهء جهانى كشاندند تا به دست مردم گوناگون افتاد و بدان طبع آزمايى كردند ، طبيعتا سران كاتبان ، در دستگاه ديوانى عباسى ، همچون فضل بن سهل وزير مامون و سلف او برمكيان با آنكه ايرانى بودند ، در نثر عربى استادى داشتند ،
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 36 به بعد . ( به اختصار ) ( 2 ) . ابن حوقل ، ص 370 . ( 3 ) . عصر زرين ، پيشين ، ص 129 . ( 4 ) . جاحظ : التاج ، ج 1 ، ص 368 .